أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

547

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

بود . « مورد اسپرم » 4 آن را گويند از انواع او كه برگ او به برگ مورد مشابهت دارد . نوعى از او به نبات سعتر مشابهت دارد و او را « سعترى » 5 گويند ، نوعى را از او « نعناعى » گويند به سبب مشابهت او به نبات نعناع . نوعى را از او « طرخونى » گويند و نوعى را « صنوبرى » ، به همين معنى كه برگ آنها به برگ اين نبات‌ها مشابهت دارد . حمزه گويد ريحان را به پارسى سپرم 6 گويند ؛ در اصل اسفران بوده است و اسفران « شادمانى دائم » 7 را گويند . بعضى از اهل لغت ريحان را « حماحم » 8 گويند ؛ حماحم معرب است از لفظ [ پارسى ] همينم 9 و همينم را معنى چنين باشد به لغت تازى كه « هااناذا » [ همينم ] 10 يعنى چنانستى كه نبات ريحان چون از زمين پديد آيد گويد كه « من اينم » 11 . مراد از اين ، شهرت او باشد ، چنان‌كه كسى ندا در دهد و خود را تعريف كند . ابو حنيفه گويد حماحم در اطراف يمن بسيار باشد و نبات او بستانى بود 12 . ابو معاذ گويد ريحان سليمان 13 را « منتظم » 14 گويند ، معدن او در كوه‌ها صباهان 15 بود ، چوب او به چوب شبت ماند و برگ او به برگ خطمى مشابهت دارد ؛ شكوفه‌هاى او خرد باشد . نبات او به درختان كه در جوار او بوند تعلق كند چنان‌كه لبلاب . او را « جم اسپرم » 16 گويند . ابو ريحان گويد در كتابى از كتب عصر 17 چنان يافتم كه يكى از انواع ريحان آن است كه منبت او به بلاد عرب باشد و او را « شاد اسپرم » 18 و « خوشى اسپرم » گويند . در زعم من آن است كه او خوش اسپرم 19 است و خوشى اسپرم به « ياء » در وى غلط است . ( 1 ) . ريحان به عربى به معناى « هر گياه خوش‌بو » ( Lane ، 1181 ؛ II , Low ، 80 ) و پيش از همه - ريحان كافورى Ocimum basilicum L . است ؛ سراپيون ، 73 ؛ ابن سينا ، 662 ؛ ميمون ، 48 ؛ عيسى ، 4 126 . ( 2 ) . شاه اسپرم - نام فارسى ريحان ، نك . شمارهء 591 . ( 3 ) . اسپرغم ، نك . II , Vullers ، 204 . ( 4 ) . مورداسپرم ، نك . شمارهء 1022 . ( 5 ) . ( ريحان ) سعترى - Ocimum minimum L . ؛ عيسى ، 10 126 . ( 6 ) . سپرم ، قس . II , Vullers ، 204 . ( 7 ) . شادمانى دائم . ( 8 ) . حماحم - Ocimum basilicum L . ؛ سراپيون ، 233 ؛ I , Dozy ، 320 ؛ II , Low ، 83 . ( 9 ) . همبهم ، با استناد به ترجمهء عربى اين جمله « ها انا ذا » ، بايد خواند همينم ( ؟ ) . ( 10 ) . نك . يادداشت 9 . ( 11 ) . ريحان چون از زمين پديد آيد كويك تك ( گويد كه ) من اينم .